مجله علمی-ترویجی سرای سلامت
دور کمر و شاخص توده بدنی

دور کمر یا شاخص توده بدنی؟ کدام معیار خطر بیماری‌های قلبی را بهتر نشان می‌دهد؟

شاخص توده بدنی یا BMI که از تقسیم وزن بر مجذور قد به دست می‌آید، یکی از رایج‌ترین روش‌ها برای ارزیابی اضافه‌وزن و چاقی است. بسیاری از افراد با دیدن عدد BMI خود تصور می‌کنند که این عدد به‌تنهایی وضعیت سلامت و خطر بیماری‌های قلبی‌شان را مشخص می‌کند. اما آیا دو فرد با BMI یکسان، لزوماً خطر قلبی یکسانی دارند؟ یک مطالعه بزرگ و طولانی‌مدت نشان می‌دهد که پاسخ احتمالاً منفی است. محل تجمع چربی در بدن، به‌ویژه تجمع چربی در ناحیه شکم، ممکن است اطلاعات مهمی درباره خطر آینده بیماری‌های قلبی و عروقی ارائه دهد؛ اطلاعاتی که BMI به‌تنهایی نمی‌تواند نشان دهد. اندازه‌گیری دور کمر می‌تواند اطلاعات بیشتری درباره میزان چربی مرکزی بدن در اختیار قرار دهد.

چرا فقط وزن و قد کافی نیست؟

BMI برای دسته‌بندی افراد در گروه‌های وزن طبیعی، اضافه‌وزن و چاقی استفاده می‌شود. با این حال، این شاخص مشخص نمی‌کند چه مقدار از وزن بدن مربوط به چربی، عضله یا سایر بافت‌ها است و مهم‌تر از آن، محل تجمع چربی را نشان نمی‌دهد. بنابراین ممکن است دو نفر BMI مشابهی داشته باشند، اما میزان چربی تجمع‌یافته در شکم آن‌ها متفاوت باشد.

چربی تجمع‌یافته در اطراف اندام‌های شکمی که به آن چربی مرکزی یا شکمی گفته می‌شود، از نظر فعالیت‌های متابولیک با چربی زیر پوست تفاوت دارد. به همین دلیل، پژوهشگران برای ارزیابی چربی مرکزی از اندازه‌گیری دور کمر و نسبت دور کمر به دور باسن نیز استفاده می‌کنند. مطالعه حاضر بررسی می‌کند که آیا این دو اندازه‌گیری می‌توانند در کنار BMI، افراد را از نظر خطر بیماری‌های قلبی و عروقی بهتر دسته‌بندی کنند یا خیر.

پژوهشگران چه چیزی را بررسی کردند؟

این پژوهش یک مطالعه مشاهده‌ای بود. یعنی پژوهشگران افراد را برای مدت طولانی پیگیری کردند. آن‌ها بررسی کردند که اندازه بدن و توزیع چربی چه ارتباطی با پیامدهای بعدی سلامت دارد. پژوهشگران داده‌های ۱۵ مطالعه گروهی را با هم ترکیب کردند و در مجموع ۲۶۰٬۹۵۹ نفر را بررسی کردند. افراد شرکت‌کننده در ابتدای مطالعه سابقه گزارش‌شده بیماری عروق کرونر قلب نداشتند. برای بیش از ۲۶۰ هزار نفر اطلاعات دور کمر و برای بیش از ۲۲۰ هزار نفر اطلاعات نسبت دور کمر به دور باسن در دسترس بود. مدت پیگیری افراد به‌طور متوسط حدود ۲۰ سال بود که امکان بررسی پیامدهای بلندمدت را فراهم می‌کرد.

افراد بر اساس BMI در سه گروه وزن طبیعی، اضافه‌وزن و چاقی قرار گرفتند. سپس در هر گروه، وضعیت دور کمر و نسبت دور کمر به دور باسن نیز بررسی شد. پژوهشگران وقوع ۹ پیامد مهم را ارزیابی کردند؛ از جمله سکته قلبی، سکته مغزی، نارسایی قلبی، فیبریلاسیون دهلیزی و بیماری عروق کرونر. همچنین، بیماری‌های قلبی و عروقی به‌طور کلی، مرگ ناشی از بیماری‌های کرونری قلبی، مرگ ناشی از بیماری‌های قلبی و عروقی و مرگ به هر علت نیز بررسی شدند.

چه تعداد از افراد با BMI طبیعی، دور کمر بیشتری داشتند؟

یکی از یافته‌های مهم این بود که BMI و میزان چربی مرکزی همیشه با یکدیگر همخوانی نداشتند. در میان افرادی که BMI آن‌ها در محدوده وزن طبیعی بود، ۵ درصد دور کمر بالا و ۱۸ درصد نسبت دور کمر به دور باسن بالا داشتند. به بیان ساده، بعضی افراد با وجود داشتن وزن ظاهراً طبیعی، بر اساس اندازه‌گیری‌های مربوط به چربی شکمی در گروه پرخطر‌تری قرار می‌گرفتند.

این اختلاف در افراد دارای اضافه‌وزن و چاقی نیز دیده شد. در گروه اضافه‌وزن، حدود ۳۹ درصد دور کمر بالا و ۴۰ درصد نسبت دور کمر به دور باسن بالا داشتند. در مقابل، همه افراد مبتلا به چاقی نیز از نظر چربی مرکزی وضعیت یکسانی نداشتند؛ برای مثال، ۹ درصد از افراد مبتلا به چاقی دور کمر پایین و ۴۵ درصد نسبت دور کمر به دور باسن پایین داشتند. این نتایج نشان می‌دهد که یک عدد BMI ممکن است افراد با الگوهای متفاوت تجمع چربی و احتمالاً خطرهای متفاوت را در یک گروه قرار دهد.

دور کمر چه ارتباطی با پیامدهای قلبی‌عروقی داشت؟

یکی از نکات مهم این مطالعه، بررسی جداگانه چندین پیامد مرتبط با سلامت قلب و عروق بود. پژوهشگران در مجموع ۹ پیامد را ارزیابی کردند: سکته قلبی، سکته مغزی، نارسایی قلبی، فیبریلاسیون دهلیزی، مجموع بیماری عروق کرونر قلب، مجموع بیماری‌های قلبی‌عروقی، مرگ ناشی از بیماری عروق کرونر، مرگ ناشی از بیماری‌های قلبی‌عروقی و مرگ به هر علت. سپس بررسی کردند که دور کمر و نسبت دور کمر به دور باسن بالا، در هر گروه BMI، چه ارتباطی با خطر بروز این پیامدها دارند.

  • نتایج در افراد با وزن طبیعی و اضافه‌وزن

نتایج نشان داد در افراد دارای وزن طبیعی یا اضافه‌وزن، بالا بودن دور کمر یا نسبت دور کمر به دور باسن با افزایش خطر بیشتر پیامدهای قلبی‌عروقی بررسی‌شده همراه بود. به‌طور کلی، افزایش خطر برای بیشتر این پیامدها در محدوده ۱۵ تا ۵۰ درصد گزارش شد. به این ترتیب، فردی که BMI طبیعی دارد اما چربی بیشتری در ناحیه مرکزی بدن دارد، ممکن است از نظر خطر برخی بیماری‌های قلبی‌عروقی در وضعیت متفاوتی نسبت به فردی با همان BMI و چربی مرکزی کمتر قرار داشته باشد.

  • نتایج در افراد مبتلا به چاقی

در افراد مبتلا به چاقی، تنها میزان وزن شاخص دارای اهمیت نبود، بلکه محل تجمع چربی در بدن هم با خطر بیماری‌های قلبی و عروقی ارتباط داشت. افرادی که BMI آن‌ها در محدوده چاقی قرار داشت اما اندازه دور کمرشان پایین بود، در بیشتر موارد خطر بالاتری نسبت به افراد با وزن طبیعی و دور کمر پایین، نداشتند. این موضوع نشان می‌دهد که داشتن BMI یکسان لزوماً به معنی داشتن خطر قلبی یکسان نیست و محل تجمع چربی هم اهمیت دارد.

البته وقتی پژوهشگران نسبت دور کمر به دور باسن را بررسی کردند، نتیجه کمی متفاوت بود. در زنان مبتلا به چاقی، حتی اگر این نسبت پایین گزارش شده بود، خطر بیماری‌های قلبی و عروقی همچنان از زنان با وزن طبیعی و نسبت پایین بالاتر بود. با این حال، این خطر در زنانی که نسبت دور کمر به دور باسن بالاتری داشتند، باز هم بیشتر بود. به زبان ساده، در افراد مبتلا به چاقی، کم بودن چربی شکمی می‌تواند با خطر قلبی پایین‌تری همراه باشد، اما لزوماً به این معنی نیست که خطر آن‌ها به اندازه افراد با وزن طبیعی است.

پژوهشگران همچنین بررسی کردند که چربی مرکزی بالا چه سهمی از بار بیماری‌های قلبی در افراد مبتلا به چاقی دارد. برآوردها برای دور کمر یا نسبت دور کمر به دور باسن بالا بین ۱۳ تا ۴۹ درصد متغیر بود. بیشترین برآوردها مربوط به دور کمر بالا در نارسایی قلبی و فیبریلاسیون دهلیزی بود. این یافته اهمیت توجه به چربی مرکزی را به‌ویژه در ارتباط با این دو پیامد قلبی برجسته می‌کند.

مهم‌ترین پیامدهای مطالعه

مهم‌ترین پیام این مطالعه این است که توجه صرف به BMI ممکن است تصویر کاملی از خطر قلبی و عروقی فرد ارائه ندهد. فردی با BMI طبیعی ممکن است چربی بیشتری در ناحیه شکم داشته باشد. در چنین شرایطی، احتمال دارد فرد برای برخی بیماری‌های قلبی و عروقی در معرض خطر بیشتری قرار گیرد. از سوی دیگر، افراد دارای BMI بالا نیز گروهی کاملاً یکسان نیستند و توزیع چربی بدن می‌تواند با تفاوت در سطح خطر همراه باشد.

این موضوع به معنای بی‌فایده بودن BMI نیست. BMI همچنان یک ابزار ساده و پرکاربرد برای ارزیابی وضعیت وزن است، اما نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که اندازه‌گیری‌هایی مانند دور کمر و نسبت دور کمر به دور باسن می‌توانند اطلاعات تکمیلی ارزشمندی ارائه کنند. ارزیابی خطر قلبی بهتر است مجموعه‌ای از عوامل مانند فشار خون، قند خون، چربی خون، سابقه فردی و خانوادگی، سیگار کشیدن و سایر شرایط فرد را نیز در نظر بگیرد.

محدودیت‌های مطالعه

این مطالعه دارای محدودیت‌هایی بوده است که باید در تفسیر نتایج آن مورد بررسی قرار گیرند. نخست، اطلاعات مربوط به برخی عوامل مؤثر بر خطر بیماری‌های قلبی و عروقی در دسترس نبود. این عوامل شامل میزان فعالیت بدنی، رژیم غذایی و عوامل ژنتیکی مرتبط با چاقی بودند. همچنین، اندازه‌گیری دور کمر و نسبت دور کمر به دور باسن تنها در یک مقطع زمانی انجام شده بود. بنابراین، امکان بررسی تغییرات تجمع چربی مرکزی در طول زندگی افراد وجود نداشت.

از سوی دیگر، شیوع چاقی در سال‌های اخیر افزایش قابل‌توجهی داشته است. بنابراین، ممکن است نتایج این مطالعه به‌طور کامل بیانگر خطر بیماری‌های قلبی و عروقی در جمعیت امروزی نباشند. این نتایج بر اساس داده‌های دوره‌های زمانی گذشته و پیگیری‌های طولانی‌مدت به دست آمده‌اند. در نهایت، از آنجا که این پژوهش ماهیتی مشاهده‌ای داشت، احتمال وجود عوامل مخدوش‌کننده‌ای که در تحلیل‌ها اندازه‌گیری یا کنترل نشده‌اند همچنان وجود دارد. ازاین‌رو، نمی‌توان بر اساس نتایج این مطالعه رابطه علّی مستقیمی میان میزان چربی مرکزی و خطر بیماری‌های قلبی و عروقی را اثبات کرد.

 

مجله علمی-ترویجی سرای سلامت©۲۰۱۷

https://www.jacc.org/doi/abs/10.1016/j.jacc.2026.05.050

فاطمه صیقلی

اضافه کردن نظر

ما را دنبال کنید

شما می توانید به راحتی با ما در تماس باشید ، ما نیز از پیدا کردن دوستان جدید بسیار خوشحال میشویم.